تاملی در روند بازنشستگی استادان دانشگاه یزد

متن زیرحاصل گفتکو با یکی از اعضای هیات علمی دانشگاه یزد است که بدون طرح پاسخ و پرسش به صورت مقاله‌ای مستقل به حضور خوانندگان اندیشمند و دانشپرور تقدیم می‌گردد.
در تمام حرفه‌ها و شغل‌ها اعم از فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بویژه در حوزه آموزشی، آموزنده باید مراحل مختلف کار را از شادگری شروع کرده با طی پله‌های تعالی و با کاربرد آموخته‌های خود و نقد و بررسی عملکرد خویش در طول سالهای متمادی به رفع اشکالات و نارساییهای کارخود بپردازد تا به مقام والای استادی نایل آید. همزمان با این پالایش و پیرایش، آموزنده باید از آموزه‌های علمی و تحقیقی جهان مطلع گردد و آنها را در میدان عمل و در فضای کاری خویش به کار گیرد.
استادان علوم مختلف تنها با این روش می‌توانند تجربه کسب کنند و در فعالیتهای علمی و آموزشی خود سره را از ناسره جدا ساخته و بدین ترتیب در مسیر کمال و تعالی پیش بروند و دوستداران دانش به ویژه دانشجویان مراکز آموزشی را از دانش و تجربه خود بهره مند سازند.
در حوزه‌های علمیه نیز طلاب پس از طی مراحل طلبگی و شرکت در مجالس درس استادان بنام و بحث و گفتگو در زمینه‌های مختلف علوم دینی به کار تدریس می‌پردازند و در مسیر امر تدریس و مطالعه نظرات و گفته‌های عالمان و اندیشمندان حوزه‌های دینی راه کمال را می‌پیمایند و درجات مختلف حوزوی را از طلبگی تا مقام والای اجتهاد و فراتر از آن کسب می‌کنند و سرانجام به مرتبه فقاهت و مرجعیت می‌رسند و تا زمان حیات، به راهنمایی و هدایت جامعه و تدریس در حوزه اشتغال می‌ورزند .
این روند در دانشگاههای معتبر جهان نیز به کار گرفته می‌شود بدین ترتیب افرادی که به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاهها پذیرفته می‌شوند با آنکه مدرک دکتری در رشته‌های مورد نظر را اخذ نموده و مجوز حضور در کلاس درس و اظهار نظر علمی را کسب کرده‌اند اما تا میدان عمل و تجربه یعنی تدریس و پژوهش کوشش مداوم نداشته و سالها به افاده دانشجویان و استفاده از محضر اندیشمندان ،آگاهیهای لازم را به دست نیاورند و کاستی‌های خود را جبران نکنند نمی‌توانند مدارج دانشگاهی، استادیاری،دانشیاری و استادی را احراز نمایند به عبارت دیگر با صرف گوهر عمر و با توان و انرژی خود می‌توانند درجات علمی را کسب نمایند که البته طی موفقیت آمیز این مسیر نصیب همه اعضای هیأت علمی دانشگاهها نمی‌شود و فقط برخی از آنها به این مدارج علمی دست می‌یابند. این گروه از استادان مرجع و ملجاء علمی دانشجویان و گروهی از اعضای هیات علمی جوان می‌گردند و اینان در موارد مختلف از آگاهی‌های علمی؛ آموزشی و تجربه‌های ذیقیمت آنها استفاده می‌کنند و در اکثر دانشگاه‌های جهان، استادان با تجربه تا پایان عمر با توجه به مجوزهای داده شده در محیط علمی دانشگاه حضور موثر دارند و صاحب کرسی علمی می‌باشند.
در کشور ما استادان دانشگاه در دوران با برکت نظام جمهوری اسلامی همگام با سایر اقشار در حیطه آموزش و پژوهش خوش درخشیدند و ارتقاء علمی کشور دست آورد زحمات چندین ساله آنهاست.
بر کسی پوشیده نیست که ره آورد‌های علمی کشور ریشه در تلاش سالیان دراز محققین و پژوهشگران دانشگاهی دارد و رسیدن به افتخارات علمی نیاز مبرم به حضور استادان با تجربه و تأثیرات علمی مستقیم و غیر مستقیم آنها دارد.
به نظر می‌رسد که در چند سال اخیر، کارگزاران وزارت علوم به این موضوع مهم آنطور که شایسته است توجه خاص مبذول نداشته‌اند و در بعضی دانشگاهها از جمله دانشگاه یزد بی توجهی به این امر مهم و محروم ساختن دانشجویان از درک محضر استادان کار آزموده و با تجربه رایج گردیده و حذف حضور آنان که با هزینه مردم محروم به جایگاه رفیع علمی رسیده‌اند و هم اکنون نیز دانش و تجربه آنها مورد بهره برداری است، آغاز شده است.
در دانشگاه یزد طی سالهای اخیر حدود 20 تن از استادان با تجربه که اغلب دارای درجات علمی، دانشیاری به بالا هستند بازنشسته و یا جذب دیگر دانشگاههای کشور یا خارج از کشور شده‌اند و دانشجویان در این دانشگاه نوپا از فیض حضور موثر آنها به صرف داشتن30 سال خدمت محروم شده‌اند و در این میان به هزینه هایی که از بیت المال برای آنها صرف گردیده و عمری که در اندوختن تجربه و کسب دانش گرو گذاشته‌اند و نیاز مبرمی که دانشگاه به آنها دارد توجهی نشده است و این در حالی است که به لحاظ قانونی استفاده از خدمات آنان بنا به تصمیم مدیریت دانشگاه بعد از 30 سال نیز میسر است.اکنون باید بررسی کرد که چه عاملی موجب باز نشسته کردن استادان با تجربه و حذف آنها از فضای آموزشی دانشگاه گردیده است.
اگر فرض بر عدم علاقه بازنشستگان به ادامه کار تدریس وتحقیق است لازم به یاد آوری است که اکثریت قریب به اتفاق آنها هم اکنون در مراکز دیگر آموزشی به تدریس اشتغال دارند و اگر چناچه بازنشستگی بنا به درخواست خود آنها صورت پذیرفته است، مدیریت هوشمند و دور اندیش به استناد قوانین اجازه نمی‌دهد که اعضای هیات علمی با تجربه از یک دانشگاه، نوپا وجوان بروند بلکه باید با فراهم آوردن شرایط مناسب و رعایت شأن معلمی آنها زمینه‌ای فراهم آورد تا سالهای بیشتری از دانش و تجربه آنها استفاده شود و اگر سیاست مدیریت و استفاده بر جذب نیروهای جوان به جای آنان است و جایگزین افراد بازنشسته با همان تخصص وتجربه‌ها در شرایط کنونی بسیار دشوار است و در بعضی از دانشگاهها از جمله دانشگاه یزد هنوز انجام نگرفته است احتمالاً به این زودی‌ها امکان پذیر نیست با همه این احوال اگر طرح بازنشسته کردن اعضای هیات علمی دانشگاهها بعد از 30 سال خدمت در دستور کار و وزارت علوم است چه خوب بود لااقل پس از جایگزینی مناسب، آنان را بازنشسته می‌کردند.
امید است عدم همخوانی گرایش‌های سیاسی و رعایت نکردن سلیقه‌های شخصی مدیریت دانشگاه عامل اصلی بازنشستگی اعضای هیات علمی اندیشمند دانشگاه یزد نباشد.
باید به این نکته مهم توجه داشت که دانشگاه یزد نهاد علمی استان دارالعلم است و جریانات آن مورد توجه آحاد مردم خصوصاٌ فرهیختگان و نخبگان چه در داخل و چه در خارج استان است. این دانشگاه حاصل فکر و اندیشه و تلاش سومین شهید محراب آیت‌ا... صدوقی بوده و همگامی و پشتیانی مردم و مسئولین استان و دانشگاه یزد در طی 20 سال گذشته توانسته است با بنیان‌ها و زیر ساخت‌های محکم واستوار هم اکنون آن را در ردیف دانشگاههای مطرح کشور قرار دهد و این مهم یک شبه اتفاق نیفتاده است واین روند باید با شتاب بیشتر اندیشمندانه و با سعه صدر ادامه یابد تا دانشگاهی شایسته واژه دارالعلم که توسط رهبر معظم انقلاب به این شهر اعطاء شده است پویا و فعال به کار خود ادامه دهد. بنابراین بر بزرگان، اندیشمندان و دلسوزان استان فرض است که این موضوع و سایر حرکتهایی که احتمالاً غیرکارشناسانه دردانشگاه یزد تداوم دارد و در شماره‌های آتی به آنها اشاره خواهد شد، مورد بررسی کارشناسانه قرار گیرد و روند پیشرفت دانشگاه یزد هم از نظر علمی و هم از جهت اجرایی همچنین حفظ فضاهای آموزشی و اداری که بر اساس طرح جامع و با توجه خاص به موقعیتی جغرافیایی یزد بنا گردیده است ادامه یابد.


مدیر مسئول