انعکاس آیینه شماره 490
همدلی و برادری همراه با اجرای عدالت و شفافیت
معمولاً مردم از افرادی که در اوایل انقلاب در صحنه حضور داشته، یا شاهد و ناظر اتفاقات و رویدادهای سالهای 56 و 57 بودهاند میپرسند برای چه به میدان آمده و در نهایت چرا رژیم گذشته را از بین بردهاند؟ در کنار طرح این پرسش چه بسیار از شهروندان را عقیده بر این است که در این نظام باید تعالیم عالیه اسلام حاکم باشد، اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی اجرا گردد و جامعه شاهد حقکشی، زورگویی، فساد، اختلاس، ارتشاء، رانتخواری، زراندوزی، آسیبها و ناهنجاریهای اجتماعی نباشد. عوامل و کارگزاران در برخورد با بیگانهپرستان و در برابر قدرتهای استکباری تسلیم نشوند و همگان زمینه را آنچنان آماده کنند تا دولتمردان و مسئولانی که با پاکدستی و سعهصدر امور هر شهر و دیار و منطقه و استان را مدیریت میکنند مورد تشویق و تقدیر قرار گیرند و کارگزارانی که احیاناً بنای کارشان بر ناپاکی و بیدادگری و ستمگری و اجحاف بر مردم است به دست قانون سپرده شوند تا عدالت درباره آنها اجرا شود. در این صورت شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی محقق شده و نمود بیشتری پیدا خواهد کرد. این بدان معنی است که مردم از بیداد و ظلم و ستم حاکمان رژیم گذشته به تنگ آمده از سرسپردگی عوامل ستم شاهی که شرق یا غرب را قبله آمال و آرزوهای خود میدانستند متنفر بوده و با آن وضعیت و امید موفقیت به حمایت از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی(ره) به میدان مبارزه شتافته و با رهبریت آن مرجع بزرگوار طومار حاکمان را در بهمن ماه 1357 درهم پیچیدند. تکریم از دلاورمردانی که طی 8 سال از دین و کشور دفاع کردند و عرض ارادت به زنان و مردان و مجاهدان راستین و مبارزانی که سالهای قبل از انقلاب در صحنههای گوناگون با استبداد و ستمگریهای حکومت پهلوی مقابله کردند و درود و سپاس بر همه نیروهای دفاعی و امنیتی که در این دوران و در این منطقه بحرانزده در جهان آسایش و امنیت کشور را حفظ نمودهاند. بدون شک همگامی و همراهی نیروها در قوای سهگانه بهویژه روسای آنها نویددهنده فائق آمدن بر مشکلات و نابسامانیها است. آیندگان از کارگزاران و مدیران و نیروهایی به نیکی یاد خواهند کرد که قانون را معیار و ملاک عملکرد خویش قرار داده و از موضعگیریهای سیاسی و خطی و گروهی که گاه نتیجه آن قانونشکنی، بیعدالتی و تهمت و افتراء به دیگران و نادیده گرفتن حرمت و کرامت انسانها است دوری نموده باشند. اختلاف سلیقه و روشهایی که منجر به احقاق حقوق مردم و از بین بردن ستم بر شهروندان گردد و یا گرههای کور بر روابط اجتماعی و جبههگیریهای علیه یکدیگر را بگشاید جدال احسن و ممدوح و پسندیده است، اما بیان مطالبی اعم از کنایه و اشاره یا با صراحت که بر دلیل و منطق استوار نیست و فاصلهها را بیشتر مینماید و یا فرد و گروهی بخواهد با تبرئه خویش دیگران را به سهلانگاری و غیر آن متهم نماید جدال غیراحسن و ناپسند و مذموم است.
اسلامشناس معاصر استاد محمدرضا حکیمی درباره جامعه اسلامی اینگونه اظهارنظر مینماید:
«جامعة اسلامی، جامعة قائم بالقسط است. و به عبارتی دیگر: «جامعهای تهی از فقر»، یعنی جامعهای که اسلام خواستار ساختن آن است، جامعهای است که عدالت بر همة نواحی و جوانب آن فرمانروا باشد، پس فقر در آن –به عنوان یک اصل در زندگی، و یک شالوده برای زندگی خانواری یا خانوارهایی- به هیچ روی پذیرفته نیست...
در قرآن کریم آمده است...: «خداوند اجرای عدالت و نشر احسان را در میان مردم واجب کرده است.» معصوم(ع) نیز فرموده است: «لو عدل فی النّاس لا ستغنوا -اگر میان مردم به عدالت رفتار شده بود، همه بینیاز بودند-». پس «جامعة منهای فقر» یک آرمان اسلامی است، و طبق «اقتصاد اسلامی» عملی است. و معنی عدل در قاموس اسلام، نبودن فقر و محو آن از جامعة اسلامی و انسانی است. پس جامعهای که کتاب آسمانی به برپا داشتن آن فرمان میدهد (جامعة قرآنی)، و خدای متعال و پیامبر خدا آن را برای مسلمانان برگزیدهاند، «جامعة قائم بالقسط» و خالی از فقر است. و این همان جامعه یا اجتماعی است که بر هر مسلمان... از عالمان و مراجع و حاکمان، کوشش و تلاش برای به وجود آوردن آن واجب است.
یکی از ارکان تجسّم یافتن عدالت در اجتماع، آزادی سخن گفتن است در هر زمان که گمانی به وجود ستم در دستگاه حکومت میرود، و اینکه دستگاه حاکم موظّف است در چنین وضعی عذر خود را برای تودهها بیان کند، تا چنان شود که بانگ فریاد گران حق و خواستاران عدل خاموش نماند.
و یکی دیگر –از ارکان تجسّم عدالت در اجتماع- انتقاد کردن سخت از مسئولین و نکوهیدن آشکار آنهاست، اگر که از تحقّق بخشیدن به عدالت خودداری کنند یا در آن سستی روا دارند، که در نامههای امام علیبن ابیطالب(ع) به کارگزارانش –که همان مسئولان در حکومت اسلامی بودهاند- نمونههای آنها دیده میشود. و از این دیدگاه واجب است که تودة مردم را دربارة آنچه به عدالت و اجرای آن مربوط میشود آگاه سازیم، و به ایشان بفهمانیم که اصل عدالت در متن اسلام –هم از لحاظ قرآن و هم از لحاظ سنّت و سیره و حدیث- اصلی بنیادین است، نیز لازم است که این آگاهی دادن و روشن کردن مردم، از کلاسهای ابتدایی بیاغازد، و سپس در محیطهای آموزش و پرورش، و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، و مراکز تبلیغی، و به ویژه به وسیلة خطیبان جمعهها و جماعتها و اهل منبر –به صورتی راستین- عملی گردد.
رکن دیگر اینکه شایسته است فقیهان و پژوهندگان و نویسندگان و شاعران و هنرمندان و استادان و دبیران و آموزگاران، و همچنین انواع رسانههای گروهی –مطبوعاتی یا صوتی و تصویری- برای نشر این حقایق اسلامی و راه یافتن آنها به افکار عمومی کوشش کنند، تا به حالت هستة فکری برای عامّة مردم –مسلمان و غیرمسلمان- درآید، و سخنی شود که پیوسته بر زبانهای ایشان جاری باشد، و این فرهنگ، در همة نواحی جامعة اسلامی، صورت فرهنگی جاودانی پیدا کند، تا آن حد که «عدالت» همچون نماز، یکی از نشانههای آشکار اسلامی بودن اجتماع به شمار آید، و همانگونهکه جامعهای که نماز در آن اقامه نمیشود، جامعهای اسلامی به شمار نمیآید، دربارة جامعهای که عدالت در آن اجرا نمیشود نیز چنین باشد.»(1)
و راستی را که بالاترین سخن آن است که در گفتار استاد حکیمی به وضوح بیان شده است:
(جامعهای که عدالت در آن اجرا نمیشود جامعهای اسلامی به شمار نمیآید)
آحاد جامعه امروز ما خواهان تحقق عدالت و دادگستری هستند. اگر جریان امور حول محور عدالت در کشور ساری و جاری باشد ما به حکومت علوی نزدیک خواهیم شد اگر حقوق افراد جامعه به وسیله حاکمان و کارگزاران اعم از حقوق سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و مدنی با ایجاد زمینه قسط و عدل به آنان اعطا شود برابری، برادری و آزادی و استقلال به معنای واقعی به وجود خواهد آمد و شعار و فریاد و شور و هیجان به منصه ظهور و بروز عینی شعور و آگاهی و حکومت نمونه اسلامی در جهان خواهد انجامید. آنچه آرزوی بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و همه مجاهدان راه خدا در این سرزمین اعم از شهیدان و جانبازان و آزادگان و مبارزان و دردکشیدگان و خوندلخوردگان بوده همین اصل اصیل و رکن بیبدیل عدالت است. عدالت زمینهساز ظهور منجی یگانهایست که جهان را متحول و منقلب خواهد کرد. «به امید آن روز»
مدیرمسئول
پی نوشتها:
1- «الحیاه»، استاد حکیمی، ترجمه احمد آرام، جلد 6، صفحات 514 و 515 و 516