آقایان روحانی و لاریجانی آموزش‌وپرورش را دریابند

ماجرای استعفای دکتر سید حسن قاضی‌زاده هاشمی وزیر سابق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و بعضی از مطالبی که قبل و بعد از کنار رفتن وزیر گفته و نوشته شد نشان از ناهماهنگی و بعضاً یکسونگری درون دولت داشت. در چند سال اخیر آن‌چه که در اجرای طرح تحول سلامت به نفع اقشار ضعیف و کم‌درآمد جامعه رقم خورد برای تمام مسئولان و دست‌اندرکاران آن ارزشمند و به یقین مورد قبول و تأیید شهروندان است اما زمینه‌هایی که در این چند سال فراهم گردید تا عده‌ای از پزشکان در هر شهر و دیاری گاه ماهیانه تا بیش از ده‌ها و صدها میلیون تومان دریافت نمایند بویژه در مراکزی که باید این مبالغ از وجوه پرداختی کارگران تامین گردد در نهایت به اختلافات شدید و فاحش طبقاتی دامن زد و از تبعیض و بی‌عدالتی حکایت داشت.
محمد باقر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه درخصوص اظهارات وزیر بهداشت و عدم تخصیص بودجه مناسب به طرح تحول سلامت می‌گوید: «می‌خواهید سازمان برنامه و بودجه را هم مثل بیمه سلامت که از وزارت کار تعاون و رفاه اجتماعی گرفتید ببرید به وزارت بهداشت و درمان! بنده هم می‌توانم در جمع بازنشستگان شرکت کنم و بگویم پول به شما داده نشده و با دستمالی گوشه چشم‌هایم را هم پاک بکنم... وی با بیان این مطلب که وزارت بهداشت مضاف بر ردیف‌های اصلی که در قانون وجود دارد، سه‌هزار میلیارد تومان نیز به صورت علی الحساب برای پرداخت به شرکت‌های دارویی و داروخانه‌ها گرفته که چنین مجوزی برای این کار وجود نداشته است، تصریح می‌کند: در حال حاضر این سوال مطرح است که علت اینکه وزارت بهداشت همچنان بدهی به بار می‌آورد، آن است که سازمان برنامه و بودجه تخصیص‌های سال قبل را انجام نداده؟ این در حالیست که برای آنکه وزارت بهداشت طرح تحول سلامت را که طرحی بسیار مهم برای دولت است انجام می‌دهد، به دلیل آنکه برای وزیر محترم استرسی حاصل نشود کار ویژه‌ای انجام شده که برای هیچ دستگاه دیگری انجام نشده است و آن این است که در آغاز هر سال با وزیر محترم در جلسه‌ای می‌نشینیم و به ایشان می‌گوییم که در سال پیش‌رو چه میزان اعتبار دارد و متعهد به پرداخت این اعتبار می‌شویم تا ایشان در حد این مقدار اعتبارات برنامه‌ریزی کنند و وزارت بهداشت 3000 میلیارد تومان را که به صورت علی الحساب از سازمان برنامه و بودجه گرفته به این سازمان بازگرداند... بسیاری از دلسوزان نیز در ابتدا نگران آن بودند که اینگونه که ما پیش می‌رویم در میانه راه کم می‌آوریم...»(1) همه‌ی نوشته...