سفارش تبلیغ
صبا ویژن

هفته نامه آیینه یزد

انعکاس آیینه شماره 538

پناهیان و ایجاد وحدت و همدلی یا تفرقه‌افکنی!

حجت‌الاسلام احمد پناهیان در چهارمین سالگرد شهیدان فتوحی و علی محمدی در مسجد امام سجاد(ع) شهرستان اردکان ‌به حوادث و اتفاقات اخیر که بسیاری از مقامات اجرایی، قضایی، مقننه، نظامی و امنیتی اذعان و اعتراف می‌کنند باید به خواسته‌های بحق مردم رسیدگی گردد عنایت و توجهی ندارد و به سادگی از کنار آن می‌گذرد و به گرانی، فساد، تبعیض، بیکاری، فقر، اختلافات طبقاتی، موضوع مالباختگان بعضی از موسسات مالی و اعتباری اشاره نمی‌کند، پناهیان صدای استادانی را که در سال‌های اخیر بازنشسته یا از محل کار اخراج شده‌اند نشنیده، جنایت‌های کوی دانشگاه و کهریزک را نادیده می‌گیرد، از 750 میلیارد دلار درآمد نفتی دوران دولت نهم و دهم و تورم 40 درصدی و گرانی‌های کمرشکن گله و شکایتی نمی‌کند، از هاله نور ادعایی دور سر احمدی‌نژاد و پلک زدن یا نزدن حاضران در هنگام سخنرانی رئیس دولت و منتسب نمودن اداره امور به حضرت ولی عصر(عج) حرفی نمی‌زند، از عدم نظارت مناسب توسط مجلس، سازمان‌ها و نهادهای نظارتی نیز نمی‌گوید و یا به اسراف و تبذیر نوکیسه‌ها و زراندوزان و زندگی رقت‌بار حاشیه‌نشین‌ها و معتادان و کودکان کار و کارتن‌خواب‌ها اشاره نمی‌نماید و پیام‌های بسیاری از علما، مراجع و فعالان سیاسی که اعتراض و انتقاد را حق مردم می‌دانند نمی‌شنود. بدون شک نباید فرصت داد موج‌سوارانی با رفتارهای خلاف قانون و یا با سر دادن شعارهای هنجارشکن و تخریب و حمله به اماکن عمومی و یا صدمه زدن به اموال و جان مردم به امنیت و آزادی جامعه خدشه وارد آورند. نامبرده حاضران در آن مراسم را از جمله این‌گونه مورد خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید: «...امروز در شهرهای ایران دیدیم که مردم در ساعت 10 صبح برای حمایت از کشورشان به خیابان‌ها آمدند و رفته رفته بر جمعیت افزوده شد و شکلی کاملا جدی به خود گرفت در قم حتی با محدودیت‌هایی که استاندار آن وضع کرد حضور مردم به صورت خیلی جدی ادامه پیدا کرد... در سال 94رئیس جمهور ما رفت به سازمان ملل و آیه قرآن خواند و نسبت دروغ به قرآن داد و گفت ‌که خدا گفته است که ‌من صلح‌طلبان را یاری می‌کنم! کدام آیه؟ خدا کجا گفته است؟ آقای روحانی در آن مجلس آیه 40 سوره حج را برای استناد به گفته‌های خود خواند (وَلَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ) این را من نمی‌گویم امام باقر(ع) می‌گوید که این آیه اولین‌بار زمانی نازل شد که پیامبر خدا دستور جنگ گرفته بود، یعنی آیه‌ای که صددرصد برای مقاومت در مبارزه آمده است و آقای روحانی برای صلح خواندند! الحمدلله که اهل سازمان ملل با قرآن آشنا نیستند و این طرف هم همه سرشان در کارهای خودشان است و هیچ‌کس فریاد نزد که حرف قرآن این نیست و هیچ‌کس هم نگفت که موضع ایران همیشه صلح نیست...»(1)
حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی در جمع سران کشورهای شرکت کننده در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1395 با بیان اینکه ایران با هرگونه فرقه گرائی و دامن زدن به اختلافات مذهبی مخالف است، در پایان سخنان خود می‌گوید: «تأکید می‌کنم، علی‌رغم همه سختی‌ها، من عمیقاً بر این باورم که اعتدال بر افراط، صلح‌‌طلبی بر خشونت‌گرایی، دانایی بر نادانی، و نهایتاً عدالت بر ظلم و بیداد غلبه خواهد کرد. آنچه مهم است ایمان، امید، تحرک و تلاش در جهت تحقق صلح و عدالت است و تردیدی نیست که خداوند متعال، دوستداران صلح و عدالت و اعتدال را یاری خواهد کرد. ولینصرنّ الله من ینصرُه انَّ الله لقوی عزیز. متشکرم آقای رئیس»(2)
راقم این سطور عین مطالب و عباراتی را که علامه محمد تقی جعفری با استفاده از آیات شریفه قرآن و احادیث روایت شده از ائمه اطهار صلوات‌ا... علیهم در کتاب «حکمت اصول سیاسی اسلام» درشرح و توضیح فرمان مولای متقیان حضرت علی(ع) به مالک‌اشتر پیرامون اهمیت صلح و پاداشی که خداوند برای صلح‌طلبان مقرر فرموده جهت اطلاع خوانندگان نقل می‌نماید تا مشخص گردد اسلام برای صلح و صفا و زندگی مسالمت‌آمیز اهمیت ویژه‌ای قائل شده و خداوند صلح‌طلبان را دوست می‌دارد و یاری می‌کند و مخالفان صلح را توبیخ می‌نماید. به یقین اگر مردم هر جامعه‌ای مورد بغض و کینه و در نهایت هجوم دشمن و بیگانه قرار بگیرند باید با تمام قوا از دین و آئین و سرزمین و جان و مال خویش دفاع نمایند که تاریخ این مرزوبوم اسلامی نیز بر این امر حکایت دارد. استاد محمد تقی جعفری می‌نویسد: «...نظر اسلام درباره صلح‌گرائی نیز کاملاً روشن گشته و اثبات شده است که اسلام واقعاً دین صلح و سلم و صفا است... مسرفین کسانی هستند که در روی زمین افساد می‌کنند و اصلاح نمی‌نمایند. و در مدینه (شهری که حضرت صالح علیه‌السّلام در آن مبعوث شده بود) گروهی بودند که در روی زمین افساد می‌کردند و اصلاح نمی‌نمودند... ما قطعاً پاداش مصلحان را ضایع نخواهیم نمود... و اگر کسی از مشرکین از تو پناهندگی خواست، او را پناه بده (پناهندگی او را بپذیر) تا کلام الهی را بشنود، سپس او را به جایگاه امن خود برسان، (و اینکه آنان را وادار کنید تا کلام الهی را بشنوند، برای اینست که آنان مردمی هستند که نمی‌دانند) یعنی جهل و ناآگاهی آنان از حقیقت است که موجب اصرارشان بر شرک شده است... روایتی بسیار شگفت‌انگیز درباره امان دادن و پذیرش پناهندگی آمده است که برای اثبات صلح‌گرایی اسلام فوق‌العاده با اهمیت است: امام صادق علیه‌السّلام فرمود اگر جمعی شهری را محاصره کردند و مردم شهر محاصره شده امان خواستند، محاصره‌کنندگان جواب منفی دادند و محاصره‌شدگان گمان کردند که پاسخ محاصره‌کنندگان مثبت است و به آنان امان داده‌اند و با تکیه به این گمان راه را به شهر باز کردند، اهل آن شهر در امانند... خداوند سبحان آن جامعه‌ای را که اصلاح (برقراری صلح) در آن وجود داشته باشد، به هلاکت نمی‌رساند، زیرا هلاک ساختن جامعه‌ای که مردم با یکدیگر در تفاهم و صلح و صفا به سر می‌برند، از این جهت ظلم است، و خداوند به بندگان خود ظلم نمی‌کند. این معنی از مضمون بعضی از احادیث یا کلمات صاحب‌نظران تاریخ نیز برمی‌آید که: ملک و دولت با کفر دوام پیدا می‌کند، ولی با ظلم دوام پیدا نمی‌کند... امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) درباره صلح در فرمان مبارک به مالک‌اشتر می‌فرماید: و هرگز صلحی را که دشمنت دعوت به آن می‌کند و رضایت خدا در آن است دفع مکن، زیرا در صلح آرامشی برای لشکریان‌تست، و راحتی از اضطرابات درونی برای تو، و امنیتی بر شهرهایت... گرچه هرگز نباید زمامدار اسلامی آنقدر خوش گمان باشد که به مجرد برقرار شدن صلح از پلیدی و نابکاری دشمن غفلت بورزد...»(3)
ای کاش «پناهیان‌ها» یکسویه نگاه نمی‌کردند و از متون اسلامی برای جوانان دلسوز و علاقه‌مند به اسلام و اهل بیت(ع) که پای‌ منبر یا روبروی تریبونشان نشسته‌اند می‌گفتند: حضرت علی(ع) در برابر اجساد کشته‌شدگان جمل که بر روی امام زمانشان شمشیر کشیده‌ بودند، ‌ایستاد و ‌فرمود:‌ »ابومحمّد (طلحه) در این مکان، غریب مانده است! به خدا سوگند! خوش نداشتم قریش را زیر تابش ستارگان کشته و افتاده بینم! به خونخواهی، بر فرزندان (عبدمناف) دست یافتم، ولی سرکردگان (بنی جُمح) از دستم گریختند، آنان برای کاری که در شأن آنها نبود، سربرافراشتند و پیش از رسیدن به آن سرکوب شدند.»(4)
و در واقعه صفین به یاران و لشکریان خویش می‌فرماید: «من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید، امّا اگر کردارشان را توصیف و حالات آنان را بازگو می‌کردید، به سخن راست نزدیک‌تر، و عذرپذیرتر بود. خوب بود به جای دشنام آنان می‌گفتید: خدایا! خون ما و آنها را حفظ کن، بین ما و آنان اصلاح فرما و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن، تا آنان که جاهلند، حق را بشناسند و آنان که با حق می‌ستیزند، پشیمان شده و به حق بازگردند.»(5)
چون پناهیان نمی‌تواند و یا نمی‌خواهد ماجرای انتخابات اردیبهشت 96 را فراموش ‌کند علاوه بر انتقاد و اعتراض به استاندار دولت تدبیر و امید در قم نگرانی خویش را از عدم رأی آوردن کاندیدایی که اکثریت رأی‌دهندگان بعد از دیدن و شنیدن مناظرات، بررسی شعارها، نحوه تبلیغ، همراهی و یا عدم حمایت یا موافقت‌ها و مخالفت‌های گروه‌ها، دسته‌ها، احزاب و انجمن‌ها و شنیدن و سنجیدن نظرات به او «نه» گفتند، ابراز می‌نماید و شکست کاندیدای مورد نظر را به این می‌داند که گفته شد: «اگر فلانی رأی بیاورد جنگ می‌شود» که پرداختن به این امر وقتی و فرصتی دیگر می‌طلبد تا مقاله‌ای در این باره درج و منتشر گردد. نکته آخر این‌که دعوت از این افراد و بازپخش و نشر گفته‌هایشان در سایت‌ها که بعضی هم از کمک بیت‌المال اداره می‌شود رفتن در همان راه و مسیری است که امام جمعه موقت تهران نمازگزاران را تشویق به بازگو کردن شعار «مرگ بر گرانی» نمود یعنی گروه رقیب با تمام قوا و در چهار، پنج سال اخیر به میدان آمده تا به اصطلاح «همهِ کاسه، کوزه‌ها را بر سر دولت و قوه مجریه بشکند!!» گرچه مسئولان باید تلاش کنند با کمک دیگر مدیران قوا نه تنها گرانی را از بین ببرند بلکه امور مملکت را برابر با قانون اصلاح نمایند تا ایرانیان از هر نژاد، قوم و مذهب با آسودگی و آرامش بتوانند حداقل با رفاه نسبی به زندگی ادامه بدهند و حقوق شهروندی آنان رعایت گردد.

مدیرمسئول

پی نوشتها:
1-یزدرسا، 14/10/96
2- همشهری آنلاین، 1/7/1395
3- «حکمت اصول سیاسی اسلام»، محمد تقی جعفری، ترجمه و تفسیر فرمان علی(ع) به مالک اشتر، صفحه 515 تا 523
4- «نهج‌البلاغه»، مرحوم محمد دشتی(ره)، ترجمه خطبه 219، صفحه 319
5- همان، ترجمه خطبه 206، صفحه 305